صدای آشنا Seday Ashna
سلام
غنچه از خواب پريد و گلي تازه بدنيا آمد
خار خنديد وبه او گفت سلام
و جوابي نشنيد
خار رنجيد ولي هيچ نگفت
ساعتي چند گذشت
گل چه زيبا شده بود
دست بي رحمي آمد نزديک
گل سراسيمه ز وحشت افسرد
ليک آن خار در آن دسا خليد
و گل از مرگ رهيد
صبح فردا که رسيد
خار با شبنمي از خواب بيدار شد
گل صميمانه به او گفت سلام
سلام
و سلام بر تمامی کسانی که فروتنی و تواضع در
وجودشان مانند سرمایه ای گرانبهاست.
بیایید تمرین کنیم فروتن باشیم. ![]()
!! نوشته شده توسط
| 22:48 | پنجشنبه هفدهم مرداد 1387
•

