خاموش ای قلب من
خاموش ای قلب من ! زیرا کسی صدای تو را نمی شنود.
خاموش باد! زیرا فضایی که با ناله ها و سوگواریها آمیخته باشد نمی تواند آواز و سروده های تو را تحمل کند.
خاموش باد !زیرا سایه های شب با رازهایت مأنوس نمی شوند و تاریکی در برابر رویاهایت درنگ نمی کند.
تا صبح خاموش باد ای قلب من ! زیرا اگر تا صبح خویشتن داری کنی در روز توانمند خواهی شد.هر کسی که عاشق نور شود ؛ نور نیز عاشق او خواهد شد.
خاموش ای قلب من و به سخنم گوش فرا ده!
بلبلی در خواب دیدم که بر بالای آتشفشانی جوشان نغمه سرایی میکرد.
گل زنبقی دیدم که سر خود را بالای برفها بلند کرده است.
حوری و شی عریانی دیدم که در میان گورها می رقصید.
کودکی دیدم که خنده کنان با جمجمه ها بازی می کرد.
و چون بیدار شدم و به اطراف نگریستم آتشفشان جوشان را دیدم اما نغمه سرایی بلبل را شنیدم.
برف بر دشتها و مرغزارها می بارید و گلهای زنبق را کفن پیچ می کرد.
گورها در برابر آرامش زمان صف کشیده بودند اما کسی را در میانشان رقص کنان و نماز خوان نیافتم.
تلی از جمجمه ها دیدم اما کسی جز باد در آنجا نمی خندید.
در بیداری اندوه و غم را مشاهده کردم پس شادی های رویاها کجا و چگونه از میان رفتند!؟
ای قلب من به سخنم گوش فرا بده!
جبران خلیل جبران
يا مقلب القلوب و الابصار، يا مدبرالليل والنهار
يامحول الحول و الاحوال، حول حالنا الي احسن الحال

خدايا پاكم كن تا تو را با انجام كارهايي كه به من سپرده ايي ستايش كنم مبادا كه در خدمت گذاري تو ناشكيبا و دلخسته شوم. اين راه آرامشي است ، كه بالاتر از درك آدمي است. خدايا بيا و در قلب و ذهن من ساكن شو ، تا وسعت يابند و تمامي آفرينش را در برگيرند ، تا از هم جدا نباشيم . چرا كه ما هم جزئي از آن كل هستيم چنان پاكم كن تا هستي ام را سراسر وقف تو و خلقت كنم كه اسير رنج و پريشاني است. معبود من! ، ضعيف و درهم شكسته ام گرانبار و تنها . تو درياي رحمت و مهري ، گناهان من عظيم است اما رحمت و بخشايش توبس عظيم تر از گناهان من . به رحمت تو پناه مي آورم . مرا پاك گردان تا هنگام قضاوت ديگران رحيم باشم. رحمت تو همه چيز را زيبا مي كند ، هنگامي كه مي لغزيم .
خدايا ! با آزموني رويارو هستم بگذار با ايمان به آنكه پرسشگر تويي همانگونه كه پاسخگو تويي با آن روبرو شوم.من بسيار نادانم ، اما دانش تو بيكران است خدايا ! چه چيز هست كه تو نداني؟من در اين ميان تماشاگري بيش نيستم ، بگذار از اين بازي لذت ببرم . خدايا همه چيز طبق خواست تو تحقيق مي يابد ،پس چرا من نگران و پريشان باشم ؟ خدايا !مرا قلبي متواضع عطا كن كه در سرما و گرما ، تحسين و نكوهش در لذت و درد ، در بيماري و تندرستي ،و در خوشبختي و فلاكت ، شاد باقي بماند در قلب كوچك من آتش عظيم عشقت را بيفروز. بگذار شوقم به سيماي زيبايت هر روز فزوني گيرد.
و مرا ياري كن تا همه چيز را به آغوش پرمهر تو بسپارم خدايا !خانه قلب من كوچك است آن را چنان فراخ كن كه پذيراي تو باشد خانه قلبم ويرانه است ، آن را مرمت كن تا در خور تو شود خانه قلبم آلوده است آن را پاك و مطهر گردان عميق ترين آرزوي من زماني برآورده مي شود كه تو هميشه و هميشه در سراي قلبم ساكن شوي و من هر روزم را در حضور پر نور تو سپري كنم
الهی! سالی را آغاز میکنیم که اولین نگاه و رایت وجود ما به سوی تو و رحمت بی کرانهء توست! همهء ما را دریاب، در آنچه گذشت اگر خطائی کردیم نه از روی سرکشی و عنان، که از روی نادانی و جهل بود، ما را به واسطهء سعه صدر و بزرگی ات ببخش و عاقبت به خیر فرما
الهی! مادران و پدران داغدیده را دریاب،صبری در خور توان آنها عنایت فرما، نظری بر بیماران اسیر تخت و بستر فرما، شفاعت عاجل نصیب تمام آنها نما، فرزندان محروم از پدر و مادر، زندانی های دربند و اسیر، غربت نشینان دور از وطن،دلهای شکسته و گرفتاران معیشت زندگی، همه را در سال جدید به حق بزرگی و کرامت خود، شامل رحمت خویش فرما .
چگونه اعتماد ديگران را جلب کنيد
با افراد بلند مرتبه دوست شويد
پرفسور Deepak Malhotra استاد دانشکده مديريت بازرگاني دانشگاه هاروارد مي گويد: دوستان شما نشان دهنده ميزان اعتبار شما هستند . اگر با افراد بزرگ ارتباط داشته باشيد و نزديکان شما از اعتبار خوبي برخوردار باشند شما نيز از همان اعتبار برخوردار خواهيد شد
آلت دست ديگران نشويد
به فروشندگان خودرو آموزش داده مي شود تا به همه سوالات پاسخ بدهند بدون توجه به اينکه پاسخ صحيح را مي دانند ياخير . در واقع هدف از اين کار اين است که آنها مطلع نشان داده شوند . اگر اطلاعات شما در رشته هاي گوناگون کم باشد به آلت دست ديگران تبديل مي شويد . اما مطلع بودن شما باعث تشويق ديگران براي اعتماد به شما مي شود
اشتباهاتتان را بپذيريد
پروفسور Bella DePaulo استاد روانشانسي دانشگاه سانتا بارباراي کاليفرنيا در مطالعه اي که در سال ۲۰۰۸ انجام داد دريافت که دروغگوها خيلي کم اشتباهاتشان را تصحيح مي کنند يا جملات اشتباه خود را مي پذيرند. اگر مي خواهيد صادق به نظر برسيد به اشتباهاتتان اعتراف کنيد
اعتماد به نفس داشته باشيد
کساني که از طريق اينترنت دنبال دوست مي گردند ، عکسي از خودشان نشان مي دهند که دران بسيار لاغر اندام هستند يا در جلوي يک عمارت مجلل ايستاده اند . صرف نظر از اينکه واقعا چقدر چاق يا فقير باشند به ا ين کار براي اعتماد به نفس و دگرمي دادن به خود ادامه مي دهند تا وقتيکه يکبار شخصا طرف مقابلشان را ملاقات کنند.
خوش اخلاق باشيد
مطالعات نشان داد که دروغگو ها سر سخت تر و تند خوتر هستند . همچنين رفتارشان نيز نامطلوب است و مستعد شکايت ديگران هستند
قدري صميميت نشان دهيد
اگر در هنگام صحبت دستان خود را حرکت دهيد طوري که ديگران کف دستان شما را ببينند ، آنها احساس مي کنند شما فردي گشاده رو و صادق هستيد و برقراري ارتباط با شما بسيار آسان است. برقراري ارتباط چشمي هم بسيار مهم است
زبان بياموزيد (به زبان و فرهنگ مسلط باشي(
فرهنگ هاي مختلف شاخص هاي کلامي و غير کلامي خودشان را دارند . اگر شما به ظرايف فرهنگي مسلط نباشيد براي ديگران باور پذير نخواهيد بود. اين مساله در کسب و کار نيز اهميت زيادي دارد.
ديگران را دوست بدارید
مردم به کسي اعتماد مي کنند که با او احساس راحتي کنند . به ديگران نيکي کنيد و گله مند نباشيد . در عوض به درد دل مردم گوش دهيد و کاري کنيد تا آنها شما را دوست داشته باشند.
قابل پيش بيني باشيد
براي ايجاد يک رابطه درازمدت مبتني بر اعتماد مهمترين نکته ثبات شما است.
زندگی برای من رنگش خیلی عوض شده و بیشترشبیه به بی رنگی تاهر رنگ دیگه ای.
می نگرم در نگاه رهگذران كور
اینهمه اندوه در وجودم و من لال
اینهمه غوغاست در كنارم و من دور
دیگر در قلب من نه عشق نه احساس
دیگر در جان من نه شور نه فریاد
دشتم اما در او ناله مجنون
كوهم اما در آینه تیشه فرهاد
هیچ نه انگیزه ای كه هیچم پوچم
هیچ نه اندیشه ای كه سنگم چوبم
همسفر قصه های تلخ غریبم
رهگذر كوچه های تنگ غروبم
آنهمه خورشید ها كه در من می سوخت
چشمه اندوه شد ز چشم ترم ریخت
كاخ امیدی كه برده بودم تا ماه
آه كه آوار غم شد و به سرم ریخت
زورق سرگشته ام كه در دل امواج
هیچ نبیند نه خدا نه خدا را
موج ملالم كه در سكوت و سیاهی
میكشم این جان از امید جدا را
می گذرم از میان رهگذران مات
میشمرم میله های پنجره ها را
مینگرم در نگاه رهگذران كور
میشوم قیل و قال زنجره ها را
شاعر: فریدون مشیری
نامه ای به زندگی
حال همه ما خوب است
ملالي نيست جز گم شدن گاه به گاه خيالي دور،
که مردم به آن شادماني بي سبب ميگويند
با اين همه عمري اگر باقي بود
طوري از کنار زندگي ميگذرم
که نه زانوي آهوي بي جفت بلرزد و
نه اين دل ناماندگار بيدرمان!
تا يادم نرفته است بنويسم
حوالي خوابهاي ما سال پر باراني بود
ميدانم هميشه حياط آنجا پر از هواي تازه باز نيامدن است
اما تو لااقل، حتي هر وهله، گاهي، هر از گاهي
ببين انعکاس تبسم رويا
شبيه شمائل شقايق نيست!
راستي خبرت بدهم
خواب ديدهام خانهاي خريده ام
بي پرده، بي پنجره، بي در، بي ديوار ... هي بخند!
بي پرده بگويمت
چيزي نمانده است، من چهل ساله خواهم شد
فردا را به فال نيک خواهم گرفت
دارد همين لحظه
يک فوج کبوتر سپيد
از فراز کوچه ما مي گذرد
باد بوي نامهاي کسان من ميدهد
يادت ميآيد رفته بودي
خبر از آرامش آسمان بياوري؟!
نامهام بايد کوتاه باشد
ساده باشد
بي حرفي از ابهام و آينه،
از نو برايت مينويسم
حال همه ما خوب است اما تو باور مکن
هیج وقت شده احساس کنین بین ادمهایی هستین که نه اونها شما رو درک میکنن نه شما
بخواین به دروغ ادعا کنین که اونها رو درک میکنین !!!
شما در این مورد چه کار میکنین ؟؟ ![]()
انچه من یاد گرفتم
در 15 سالگي آموختم كه مادران از همه بهتر مي دانند ، و گاهي اوقات پدران هم .
در 20 سالگي ياد گرفتم كه كار خلاف فايده اي ندارد ، حتي اگر با مهارت انجام شود
در 30 سالگي پي بردم كه قدرت ، جاذبه مرد است و جاذبه ، قدرت زن
در 35 سالگي متوجه شدم كه آينده چيزي نيست كه انسان به ارث ببرد ؛ بلكه چيزي است كه خود مي سازد
در 40 سالگي آموختم كه رمز خوشبخت زيستن ، در آن نيست كه كاري را كه دوست داريم انجام دهيم ؛ بلكه در اين است كه كاري را كه انجام مي دهيم دوست داشته باشيم
در 45 سالگي ياد گرفتم كه 10 درصد از زندگي چيزهايي است كه براي انسان اتفاق مي افتد و 90 درصد آن است كه چگونه نسبت به آن واكنش نشان مي دهند
در 50 سالگي پي بردم كه كتاب بهترين دوست انسان و پيروي كوركورانه بد ترين دشمن وي است
در 55 سالگي پي بردم كه تصميمات كوچك را بايد با مغز گرفت و تصميمات بزرگ را با قلب
در 60 سالگي متوجه شدم كه بدون عشق مي توان ايثار كرد اما بدون ايثار هرگز نمي توان عشق ورزيد
در 65 سالگي آموختم كه انسان براي لذت بردن از عمري دراز ، بايد بعد از خوردن آنچه لازم است ، آنچه را نيز كه ميل دارد بخورد
در 70 سالگي ياد گرفتم كه زندگي مساله در اختيار داشتن كارتهاي خوب نيست ؛ بلكه خوب بازي كردن با كارتهاي بد است
در 75 سالگي دانستم كه انسان تا وقتي فكر مي كند نارس است ، به رشد وكمال خود ادامه مي دهد و به محض آنكه گمان كرد رسيده شده است ، دچار آفت مي شود
در 80 سالگي پي بردم كه دوست داشتن و مورد محبت قرار گرفتن بزرگترين لذت دنيا است
در 85 سالگي دريافتم كه،همانا زندگي زيباست!!!
اما چقدر دیر به این نتیجه رسیدم.!!!!
از سخنان حضرت علی علیه السلام
از سخنان حضرت علی <ع> در نهج البلاغه:
خدایا ! بر من ببخشای انچه را که از من بدان دانا تری.
و اگر بدان بازگشتم تو به بخشایش باز گردد که بدان سزاوارتری.
خدایا!بر من ببخشای وعده هائی را که نهادم و ان را نزد من وفائی نبود.
و بیامرز انچه را به زبان به تو نزدیکی جستم و دل راه مخالفت انرا پیمود.
خدایا!بر من ببخشای نگاههائی را که نبایدوسخنانی که به زبان رفت ونشاید.
انچه دل خواست و نبایست وانچه به زبان رفت و نا شایست..
21 october یا ۲۹مهر روز تولدم است .
وقتی به گذشته بر میگردم میبینم که چند سال اخیر خیلی اتفاقات مختلفی در زندگیم پیش امد
که احساس میکنم در رشد فکری اجتماعی و عاطفیم بسیار موثر بود.
شروع زندگی جدید در استرالیا و یادگیری در مورد فرهنگهای مردم مختلف دنیا که اینجا را مثل خود من
وطن دوم خود می دانند و تولد فرزندم و مسولیت مادری فارغ التحصیلی ازدانشگاه و شروع کار مورد
علاقه ام و اشنایی با دوستان و افرادجدید ( چه مثبت یا منفی) و خیلی از عوامل دیگر همه و همه باعث شده دایره دیدم به زندگی وسیعتر و بیشتربه جهت مثبت تغیر کند.
یادم میاید زمانی که دانشجوی لیسانس درایران بودم زندگی و هدف تعریف شده ای جز درس خواندن
برایم معنی نداشت البته شرایط خاص زندگی در ایران عامل اصلی در دنبال کردن هدفهای زندگی من بود.
وحالا سالها از آن زمانها برای من گذشته ودیدگاه و روش فعلی زندگیم را مدیون گذشته هایی هستم
که اگر چه گاها سخت و پر مشگل بوده اما برایم ارمغان های ارزشمندی را هم به همراه داشته.
امروز یادگرفته ام که عشق بورزم به هر آنچه و هر کسی که باعث رشد فکری اعتقادی و عاطفی و
اجتماعیم شده اند. دوستانی که لحظات تنهایی و غم انگیز زندگیم رادر غربت با همصحبتی ودرددل
پرکرده اند و شاید مهمترین عامل در یادگیری و کنار آ مدن بامشگلات در زندگیم شده اند.
یاد گرفتم که کلید دلتنگی و غم فقط توکل و تکیه به خدای بزرگ است . آموختم که مثبت نگر باشم
و هرگز ناامیدی و ترس در وجودم رخنه پیدا نکند. اعتماد به نفس خوبی را درذهنم پروش دادم و کاملا به توانایهای خودم اگاهم.
واز همه مهمتر اینکه اموخته ام چقدر زندگی ارزشمند است و هر فردی با هر اعتقاد و نگرشی نشانه
ای خاص از خداست پس قابل احترام صرف نظر از نژاد ثروت و مقام است. با این دیدگاه هر انسانی را
دوست دارم و به او احترام میگذارم.
حالا با تمام وجود از خدای بزرگ برای تمامی نعمتهایی که به من ارزانی داشته سپاسگذارم و امیدوارم
همیشه هدایت گرم باشد تاعمرباقی مانده را جهت خدمت به بندگان خوبش صرف کنم و قدمی را
جزبرای رضای او برندارم. فقط با این شرط میتونم به خودم اجازه بدم که بگم
تولدم مبارک


